• دولت و ملت ، همدلی و همزبانی

مطالب تصادفی

سایت های مرتبط

 
آرشيو اخبار زندگی نامه شهدا (5)

زندگی نامه شهدا (5)

   زندگی نامه ی شهید محمد جواد صالحیان

 

زندگي نامه

دانشجوی شهید محمد جواد صالحيان محمد جواد در تاريخ 4/2/1342 در مشهد چشم به جهان گشود. دوران تحصيلات ابتدايي خود را در دبستان مهرگان و دوران متوسطه را در دبيرستان دانش و هنرستان ( شهيد جباريان) گذراند . سال 60 همزمان با گرفتن ديپلم، از طريق بسيج براي آموزش نظامی به چالوس رفت. بعد از آموزش، به سر پل ذهاب اعزام شد. پس از برگشتن از جبهه، مدتي به مركز تعليمات حرفه‌اي رفت و سپس در اولين كنكور بعد از انقلاب فرهنگي در سال 61 شركت كرد. با وجود پذيرفته شدن در دانشگاه علوم پزشكي، نام خود را در دانشگاه عشق ثبت كرد. ديگر نمي‌شد او را ماندني فرض كرد. آري! او مسافري بود كه دير يا زود بايد از پل دنيا به سراي جاودانه خويش سفر مي‌كرد. به همين منظور در اوايل دي ماه سال 61 دوباره عازم جبهه شد و با عنوان فرمانده دسته يكي از گروهانهاي گردان ولي ا... تيپ 18 جواد الائمه، در عمليات والفجر مقدماتي شركت نمود. سپس عازم مشهد شد و پس از حدود10 روز براي آخرين بار به جبهه رفت. گويي در آخرين زيارت حاجت بزرگش را از امام خويش گرفته بود كه اين بار، اين قدر سبكبال و عاشق به سوي ميدان مي‌رفت و هنگاميكه خبر قبولي در رشته دندانپزشكي را به او دادند، جوابش اين بود كه اگر پس از عمليات باز گشتي بود، ثبت نام خواهم كرد. بعد از اين هنگامي كه به پيشروي در خاك دشمن مشغول بود، زخمي و به دست بعثيون عراقي افتاد و تا 12 سال مفقود الاثر بود و در تاريخ 15/5/74 مصادف با شهادت امام حسن عسگري (ع) بقاياي پيكر مطهرش در منطقه فكه تفحص شد و در بهشت رضا(ع) مشهد بنا به سفارش خودش دفن گرديد.

خاطرات

منظم ( شوهر خواهر و همرزم شهيد )‌

هم پسرخاله او می شدم و هم شوهر خواهرش. از همان ابتدا باهم بوديم. وقتي كه اولين بار مي‌خواستيم به جبهه اعزام شويم، من خبر نداشتم كه محمد جواد هم مي‌خواهد به جبهه برود. موقع تحويل گرفتن لباس و وسايل او را ديدم. دوره آموزشي با هم بوديم. خيلي منظم بود و نظم خاصي در كارهايش داشت. از همان مشهد فرمانده دسته شد. كارها و برنامه‌هايش بر طبق نظم خاصي پيش مي‌رفت. سنگرش هم خيلي مرتب و منظم بود. 



آخرين ديدار ( شوهر خواهر شهيد )‌

دفعه‌ي دوم كه آمده بود، من متوجه نشدم. وقتي عازم شدم و پرس و جو كردم ديدم كه در گردان ولي ا... است. من به عنوان راننده اوژانس بودم. به فرمانده‌شان گفتم كه من مي‌خواهم كه درگردان ولي الله باشم ايشان گفت اين همه گردان، چرا ولي ‌ا...؟ من گفتم مي‌خواهم اينجا باشم و قبول كرد. چادرهايمان از هم جدا بود، يك روز صبح بيدار شدم ديدم، با بچه‌ها دارد ورزش مي‌كند. به من گفت نمي‌آيي ورزش كني؟ من گفتم نه، مي‌خواهم نماز بخوانم. عمليات كه شد، گروه آنها به عنوان خط شكن بود. وقتي كه آنها جلو رفتند من به عنوان راننده آمبولانس مجروحين را حمل مي‌كردم. عمليات سختي بود. در آنجا از لحاظ معده آسيب ديده بودم چون خيلي خاك خورده بودم و نمي‌توانستم غذا بخورم. من را دو روز به بيمارستان انديمشك منتقل كردند، بعد كه گردان به عقب برگشت خبر محمد جواد را از آنها گرفتم ولي آنها خبر نداشتند و گفتند كه فقط مي‌دانيم مجروح شده و بعداً متوجه شدم كه به شهادت رسیده است. 


وصیت نامه

 بسم الله الرحمن الرحيم و با حمد و سپاس و له الحمد انا الله انا اليه راجعون بدرستي كه همه ما از او هستيم و به سوي او رجعت مي‌كنيم خوشا به حال آنانكه آيه فوق را شنيدند، به آن يقين پيدا نموده و حقيقت مرگ را دريافتند و كار و كوشش خود را در اين مبنا استوار شدند، آذوقه سفر برداشتند و از اين كاروانسراي تنگ و تاريك و پر لجن دل بريدند و به ملكوت اعلي پيوستند با درود فراوان به پيشگاه امام زمان(ع) روحي و ارواح العالمين له الفدا و نیابت به حق حضرت امام خميني و با سلام كثير به روح پر فتوح كليه شهداي اسلام، خاصه شهداي كربلاي ايران و طلب صبر و اجر براي بازماندگان اين عزيزيان، وصیت این سرباز حقير اسلام كه از اردوگاه حسيني با شما سخن مي‌گويد، بشنويد...

 شادی روح شهدا صلوات

 

پربازدیدترین مطالب

بازديدكنندگان

امروز: 118
اين هفته: 118
هفته‌ي گذشته: 929
اين ماه: 2993
ماه گذشته: 2418
افراد آنلاين:1
اعضا ی آنلاین : 0
مهمان آنلاین : 1

اوقات شرعی

دانشگاه علوم پزشکی مشهد | Mashhad University of Medical Sciences | جامعة مشهد للعلوم الطبية
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به دانشگاه علوم پزشکی مشهد می باشد. هرگونه کپی برداری از مطالب آن تنها با ذکر منبع بلامانع است.