
سخنان مقام معظم رهبری در مورد قدرت ایمان و شهادت طلبی جوانان
امروز دشمنان کمین گرفتهی نظام اسلامی ما با شیوههای گوناگون برآنند که رونق جهاد و شهادت را در چشم مردم ما بخصوص جوانان و بویژه دانشجویان بشکنند،. توصیهی این جانب به شما دانشجویان عزیز و همهی جوانان عزیز این کشور آن است که این عامل قدرت ملی و شاخص ایمان خالصانه را از دست ندهید و آنرا بزرگ بشمارید. شهیدان سرافراز خود را تجلیل و تقدیس کنید، آخرین وصایای آنان را که غالبا رشحاتی از فیض و هدایت الهی است با چشم تدبر بخوانید. ابزار قدرت خود را از دست ندهید آنرا بکار بیاندازید و به کمک و حمایت الهی امیدوار باشید.
************************************************************
زندگینامه شهید سید محمد حسین علم الهدی از ولادت تا شهادت
سید حسین متولد سال ۱۳۳۷ در اهواز و در خانوادهای مذهبی و انقلابی است او تنها ۵ سال داشت که مادر شجاعش در سال ۱۳۴۲ و به دلیل تبعید حضرت امام، تلگرافی کوبنده به شاه زد و نوشت: «اگر مسلمانی؛ چرا مرجع تقلید ما را تبعید کردهای و اگر مسلمان نیستی؛ بگو تا ما تکلیف خود را بدانیم.»
حسین از ۱۱ سالگی، به تدریس قرآن برای کودکان کم سن و سال در مسجد پرداخت. او در ۱۶ سالگی هم طعم زندان و شکنجه ماموران ستمشاهی را تجربه کرد و البته پس از پیروزی انقلاب، مامور شکنجه خود را مورد عفو و بخشش قرار داد.
مبارزات انقلابی ادامه داشت و سید حسین در سال ۱۳۵۶ در رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد و در همان سال، گروه موحدین را در اهواز تاسیس کرد تا فعالیتهای انقلابی و اعتقادی جوانان مومن در اهواز تداوم داشته باشد.
در مشهد سید حسین، با جلسات تفسیر قرآن حضرت آیتالله خامنهای و همچنین استاد شهید هاشمینژاد آشنا شد.
پس از پیروزی انقلاب و از سال 58 سید حسین وارد سپاه خوزستان شد و به عنوان معاون آموزش و سپس به عنوان عضو شورای فرماندهی به انجام وظیفه پرداخت. او در سال ۱۳۵۹، مدیریت سفر بیش از هزار نفر از عشایر هویزه برای دیدار با حضرت امام در جماران را بر عهده گرفت.
با آغاز جنگ، فرماندهی سپاه هویزه را متقبل شد..
پانزدهم دی ماه سال ۱۳۵۹، سومین عملیات ایران با نام نصر (هویزه) و با هدف آزادسازی بخشی از خاک اشغال شده وطن و بهویژه پادگان حمید و جاده حمیدیه به سوسنگرد تدارک دیده شد و جوانان دانشجو و بسیجی هویزه هم به فرماندهی سید حسین علم الهدی، یکی از گردانهای فعال عمل کننده در عملیات بودند.
روز نخست این عملیات با اسارت حدود هزار نفر از نیروهای دشمن همراه شد؛ اما از روز دوم و با موج شدید دشمن در اعزام نیرو و تجهیزات به منطقه، عدم هماهنگی ستاد جنگ به فرماندهی بنی صدر خائن و عدم پشتیبانی وی از نیروهای خط مقدم، بخشی از نیروها و از جمله گردان سید حسین علم الهدی، در محاصره کامل دشمن قرار گرفتند. آنان با امید به پشتیبانی ستاد فرماندهی جنگ، تا ساعتها در برابر دشمنِ تا بن دندان مسلّح، مقاومت کردند و این در حالی بود که علاوه بر کمبود آب و غذا، کمبود تجهیزات نظامی و حتی اسلحه هم آزاردهنده بود.
او در آن روز و در یادداشتی به آیتالله خامنهای نوشت: «ما در قلب صحنهایم و میتوانیم از همین جا به دشمن ضربه بزنیم؛ البته تعداد اسلحههای ما کمتر از تعداد نیروهاست؛ ولی میمانیم...» به هر حال این جوانان بسیجی دانشجو در آن روز، چنان مقاومتی کردند که حیرت همگان را در پی داشت؛ اما با این وجود، عدم پشتیبانی از آنان سبب شد تا آنان، یکی بعد از دیگری با گلوله مستقیم تانک دشمن و یا عبور تانک بر پیکرهای مطهرشان به شهادت برسند.
پیکر مطهر سید حسین علم الهدی هم در همان روزها، با توجه به نشانه قرآنی که بر سینه داشت (قرآنی که حاوی امضای حضرت امام و حضرت آیت الله خامنهای بود)، شناسایی و به خاک سپرده شد.


