
" این طرح در راستای گسترش فرهنگ کتابخوانی در بین پرسنل و دانشجویان و ایجاد پیوند دوباره با کتاب می باشد و بارگزاری عناوین جدید نیز هر دو هفته یکبار اجرا می گردد."
این کتاب گزیدهای منتخب از یکصد خاطرهی کوتاه از پزشکانی است که وقتی به آنها میگفتند در جبهه به حضور پزشک نیاز است، آنها ساکهایشان را برمیداشتند و میرفتند؛ بیآنکه بدانند کجا قرار است بروند، یا چه زمانی میتوانند برگردند.
دربارهی کتاب
دهمین جلد از مجموعهی «روزگاران»، حاوی یکصد خاطره از پزشکان، دربارهی جنگ است. در این خاطرات وضع مجروحان، بیمارستانها و صدمات انسانی جنگ توصیف میشود. برای نمونه: «از صبح هرچی عراقی زخمی آوردند، دادیم او عمل کرد. شاکی شد. گفت: بهشتیهاش را خودتان عمل میکنید، جهنمیهاش را میدین من؟»
«روز اول محلم نمیگذاشت. روز دوم، دیدم میپرسد: صدر اسلام چطور درد زخمیها را ساکت میکردند؟ انگار عار داشت بگوید درد دارد.»



